Search
Close this search box.
ساعات کاری شرکت : 8 الی 17
ساری , میدان معلم
ساختمان آوان
ارسال ایمیل
info@arianeek.com
تماس با آژانس

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی چیست؟(4p: Product,Place,Price,Promotion) Marketing Mix

جایگاه تبلیغات در آمیزه بازاریابی چیست؟(4p: Product,Place,Price,Promotion) Marketing Mix

منظور از آمیخته بازاریابی این است که عواملی مانند محصول، توزیع، قیمت و ترویج را که جروم مک کارتی در اوایل 1960 میلادی  به عنوان چهار P طبقه بندی کرد با هم به گونه ای با هم ترکیب شوند که به توان بهترین اثربخشی را در رسیدن به اهداف تبلیغاتی سازمان به دست آورد، که لازمه ی آن داشتن نگرش سیستمی و هدفمند است.

از دیدگاه مخاطبان هدف، محصول مناسب با قیمت مناسب، با توزیع مناسب و در نهایت بکارگیری تکنیک های ارتباطی مناسب، باید در اختیارشان قرار گیرد و وجود تناسب بین هر یک از عواملی که ذکر شد منجر به کاهش اثربخشی و کارایی سازمان شده و رسیدن به اهداف سازمانی را با مشکل روبرو خواهد نمود.

محصول: ترکیبی از کالا و خدماتی است که شرکت به بازار مورد نظر ارائه می کند؛ مانند کیفیت طراحی، ویژگی های خاص آن محصول، نام تجاری(برند)، اندازه، خدمات پس از فروش، ضمانت نامه، پشتیبانی و…

قیمت: یعنی میزان پولی که مشتری باید برای یک محصول یا دریافت خدمت بپردازد؛ مواردی مانند فهرست قیمت ها، تخفیف ها، مساعدت های ویژه، شرایط اعتباری و…

توزیع: مجموع فعالیت های که شرکت انجام می دهد تا محصول به راحتی در اختیار مصرف کنندگان قرا بگیرد؛ مواردی مانند عمده فروشی، بنکدار، خرده فروش، نمایندگی، شعبه ها، موجودی انبار، ترابری، تدارکات و…

ترویج: فعالیت هایی که شرکت انجام می دهد تا بتواند در مورد ارزش و مطلوبیت محصول، اطلاعات لازم و کامل به خریداران ارائه نماید، تا آن ها بتوانند از میان گزینه های متفاوت رقبا ، محصول ما را انتخاب نماید، مواردی مانند تبلیغات،

روابط عمومی، پیشبرد فروش، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم.

فیلیپ کاتلر می گوید، تعداد و عوامل مشخص آمیزه های بازاریابی، چهار، شش و یا بیشتر باشد، چندان مهم نیست؛ نکته مهم وجود چارچوبی است که بازاریابی بتواند فعالیتها و راهبرد خود را بر اساس آن سامان دهد. از نظر کاتلر دو عامل P دیگر (سیاست و باور همگانی ) می تواند چهارP را کامل تر نماید.

توجه به نیاز و خواسته مشتریان یکی از ارکان موفقیت در بازاریابی است، از این رو می بایست از دیدگاه مشتریان هم به این موضوع توجه لازم صورت گیرد و عناوینی را با رویکرد به خواسته مشتریان تنظیم نمود که به آن4C   

 (Customer Value,Cost of the Customr,Convenience,Communication) گفته می شود که عبارتست از : 

          الف) ارزش های مشتری پسند  ب) هزینه مشتری  ج) آسودگی درخرید  د) ارتباطات

مدیران بازار و عرضه کنندگان محصول بهتر است که نخست به دیدگاه های مشتریان بیندیشند و سپس دیدگاه خود را تنظیم کنند؛ به عبارت دیگر بر اساس ارزش های مورد نظر مشتری، محصولاتشان را طراحی و تولید کنند، همچنین با توجه به شناخت از قدرت خرید مشتری و ارزشی که آنها برای محصول در قیاس با محصولات رقبا در نظر می گیرند، محصول خود را قیمت گذاری نمایند و براساس میزان آسودگی در خرید بر اساس سلیقه مشتری شیوه های توزیع را تعیین و عملیاتی کنند ودر آخر بر مبنای نوع ارتباطات مد نظر مشتریان، ابزارهای مختلف ترویج، شامل تبلیغات، روابط عمومی، پیشبرد فروش، فروش شخصی و بازاریابی مستقیم، سیاست گذاری و اجرا می شود.

نکته کلیدی در خصوص بازاریابی این است که بدانیم در چه مواقعی به صورت کلی و در چه مواقعی به صورت خاص درباره یک محصول صحبت کنیم وبین آن دو تفکیک قائل شویم.

بازاریابی، یک پارادایم یا قالب ذهنی است که در شرکت حاکم می شود.این مسئله را باید در نظر گرفت که میان استراتژی بازار و تاکتیک های آن تفاوت وجود دارد؛ به همین دلیل است که واحد بازاریابی و فروش در ارتباط تنگاتنگ با هم، ولی جدا از یکدیگرند و واحد فروش به عنوان یکی از اجزای مدیریت بازاریابی فعالیت می کند. امروزه دیگر نمی توان برای تمامی بنگاه های اقتصادی یک نسخه ی واحد در زمینه آمیزه ی بازاریابی در نظر گرفت، زیرا متناسب با شرایط بازار ، صنعت و خیلی عوامل دیگر به ارائه یک دستورالعمل مناسب اقدام کرد. امروزه دیگر دوران شاه کلیدها به سر آمده، و باید دسته کلیدها را تکمیل کرد و با بهره جستن ازدانش، تجربه، اطلاعات و درک صحیح، کلید مناسب را انتخاب و به کار بست

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *